السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

144

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

است كه شما هرگاه كه دلتان بخواهد ، نمىتوانيد امامتان ، مهدى موعود عليه السّلام را ببينيد . چون توانايى شما نسبت به ديدار حضرتش مانند قدرتتان بر رؤيت من نيست كه در هر زمانى به ديدارم بياييد . زيرا او در پس پرده‌ى غيبت به سر خواهد برد و بر شما باد كه از بردن نام وى بپرهيزيد تا مبادا دشمنان خدا او را شناخته و به وى دست يابند . خلاصه اين‌كه : نفى رؤيت حضرت ، كنايه از : « غيبت » ايشان است و منع از نام بردن او به جهت ترس بر جان مقدّسش مىباشد ، در حالى كه اين نفى و منع ، هردو به زمان غيبت و آن هم به برخى افراد اختصاص دارد ؛ چه آن‌كه جمال حضرتش را صدها تن از شيعيان ، در زمان حيات پدر گراميش امام حسن عسكرى عليه السّلام ، زيارت كرده‌اند ، همچنان كه ديگران نيز پس از وفات پدر بزرگوارش ، به ديدارش نايل گشته‌اند كه شرح آن در همين فصل خواهد آمد . دوّم : احاديث ذكر شده ، در واقع بخش كوچكى از اخبار بسيار زيادى است كه در اين زمينه وارد شده است و انتخاب آن‌ها نيازمند اعتبار علمى نيست ، يعنى ما در صدد تحكيم و مستدل ساختن عقيده‌ى خود نبوديم كه به بررسى صحت سندى اين روايات پرداختيم . چون عقيده‌ى ما پيش از اين از استحكام منطقى برخوردار شده است ، بلكه بحث و بررسى سندى اين احاديث ، وسيله‌اى براى اثبات حقانيت اعتقاد ؟ ؟ مان قلمداد مىشود ، و گرنه به دو جهت ، ما اساسا نيازى به بحث سندى نداريم : الف - وجود دليل قاطع و غير قابل انكار بر تداوم حيات طيبه‌ى امام مهدى عليه السّلام تا آخر الزمان كه بيان تفصيلى آن گذشت . ب - وجود مدرك معتبر بر اين‌كه احاديث المهدى بلاواسطه و مستقيما برگرفته از كتبى است كه دهها سال پيش از ولادت آن حضرت تأليف شده‌اند ، چنان كه صدوق بدان شهادت داده است . بر اين اساس ، ضعف اصطلاحى سند برخى از اين روايات به هيچ عنوان اشكالى در صحّت و اعتبار آن‌ها ايجاد نمىكند . زيرا إخبار از آينده كه در آن‌ها به چشم مىخورد ، در حقيقت سخن اعجاز گونه‌اى است كه تحقق مفاد آن‌ها پس از مدت زمان اندكى صحت اين احاديث را به اثبات مىرساند . سوم : احاديث المهدى كه از نبى مكرم اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم و حضرات ائمه‌ى معصومين عليهم السّلام وارد شده است ، همگى از حقيقت واحدى خبر مىدهند كه دهها راوى صادق و موثّق آنها را حكايت كرده‌اند و از جهت اثبات ، ميان « صحيح » و « ضعيف » اين احاديث هيچ تفاوتى نيست ؛ چه آن‌كه اگر فرد ثقه و قابل اعتمادى از مرگ زيد خبر دهد ، سپس ناشناخته‌ى ديگرى نيز قصّه‌ى مرگ او را بازگو كند ، به وى نمىگوييم : تو دروغ مىگويى و همچنين اگر فرد سوّم و